چت روم | قالب وبلاگ
دانلود نرم افزار
گالری عکس
دریافت همین آهنگ

قالب وبلاگ


X
تبلیغات
رایتل

شیخ و مریدان...!!!


 
نقل است که روزی شیخ سخت به ذکر و نماز بود که مجنون به غفلت

از بین او و سجاده اش عبور همی کرد.

شیخ نمازش بشکست و انگولی بر ماتحت وی کرد و بانگ بر آورد که
...
ای غافل، از چه روی میان من و خدایم فاصله بینداختی?!

مجنون به خود آمد و گفت: ای شیخ، من عاشق لیلیم و از عشق او تو را ندیدم,

تو که مدعی بر عشق خدای لیلی هستی چگونه مرا دیدی! ...

شیخ این بشنید و خشتک از پای بدرید و جهت استغفار به سمت سفارت خدا

در ایران حمله کرد و نعره زنان از دیوار سفارت بالا رفت